پرش فکر

خرید بک لینک

امروز از صبح نمیدونم چرا پرش فکر داشتم

فکر کنم خرگوش درون فکرم فعال شده

یا شاید کانگروی درونش

پرشش به سوی جناب میم بود

نمیدونم چرا همش فکرم با اون بود

حتی تو باشگاه حین ایروبیک فکرش بودم

برا همین دیگه ادامه ندادم نشستم

خودم دیگه تلگرام نمیرم

دو هفتس باهاش صحبت نکردم ازش خبر ندارم و دیگه نمیخوام باهاش صحبت کنم

ولی نمیدونم چرا بهش فکر کردم

یه چیزایی یه وقتایی نمیشه خب

ولی به نظرم انسان هایی که قصد میکنن همو ببینن

بالاخره یه روزی همو میبینن

ما همدیگه رو ترک کردیم

طوری که دیگه انگار هیچ برگشتی نیست

ولی در نهایت

دوباره باهم روبه رو شدیم

پس بازم اگه خدا بخواد باهم خواهیم بود

یا شایدم نبودنمون خیلی بهتر باشه

یادتونه تو بچگی وقتی میخواستیم از خیابون رد شیم دست مامان بابامونو میگرفتیم؟!

الانم برای گذر از این دوره دستمو میدم به دست خدا

مطمئنا هوامو داره

شاید این پرش فکری امروز یه بهانه برای خلوت با خدا

و خوندن نماز عشق تو شب وقتی همه خوابن هست

آخ چه حسی داره

آروم آروم میشمممممم

با چادر گل گلی سفیدم

با مهر گنده ای که خانم لبنانیه تو حرم اقا برام هدیه داد

و سجاده فیروزه ایم

هعی خوش به حالم

فایتینگ

ما داشتیم شما نداشتین...

ما را در سایت ما داشتیم شما نداشتین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: جمعه 16 شهريور 1397 ساعت: 2:29

صفحه بندی